تبليغاتX
نمی دونم چرا می دونم!!! -

 وباران سخت می بارد در یک شب سرد پاییزی. این آغازی دیگر است و این منم، گمشده در مه، ستاره ای سرگردان در کهکشانی بی انتها، فرورفته در قعر اقیانوسی عمیق و تاریک. من گم شده ام، من در دنیای متروک تنهایی خود که تاریک ترین شب ها و ابری ترین روزها را دارد و باد زیر آوار غروب کوچه هایش را دلتنگ می نوازد گم شده ام. آری من گم شده ام...

اسم وبلاگ یکی از بچه ها چقدر قشنگ بود : (فرزند اشتباه زمان )!

 

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت 18:10 توسط ندا |