تبليغاتX
نمی دونم چرا می دونم!!!
  این روزا خیلی سر ما دو تا شلوغ شده ، تمام فکر و ذکرمون شده درس و کتاب و نکته و تست و ... ، کنکور ! از این که این قدر دیر به دیر آپ می کنیم معذرت و باید بگم که از این به بعد دیر تر هم می شه ! دیگه به بزرگی خودتون ببخشید ! ( امیدوارم این تلاشی که داریم برای کنکور می کنیم نتیجه ی خوبی داشته باشه! )

 دوستای گلم تا (راستش نمی دونم تا کی ؟! ) خدا حافظ .

-------------------

+ هنوز هم نمی دونم چرا می دونم ؛ولی خوشحالم!

+ نوشته شده در سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 20:37 توسط ندا |

هفت شهر عشق = هفت خان رستم

+من خیلی این ترکیب ، هفت شهر عشق ، رو شنیده بودم ، ولی خوب ، فقط در حد یه اسم می دونستم که چیه ، چند روز پیش یکی از دوستام برام توضیح کاملشا میل کرده بود ، آقا عجب چیزیه این هفت شهر عشق ! ،خوب بود به جاش می ذاشتن، هفت خان رستم !!! باور کنید وقتی خوندمش با تمام وجودم به جای مجنون فریاد کشیدم ، عجب بی نوایی بوده اوووووون!!! واقعانا ، ببین احساس آدما چقدر پاک بوده اون موقعا  ...

این سخن ناقص بماند و بی قرار       دل ندارم ، بی دلم ، معذور دار

 

خوب از اون موقع گفتن، دل می خواد ، از الان گفتن که دیگه دل نمی خواد ، فقط کافیه یه کمی با خالی بندیای امروزی آشنا باشی(خود کشی کردم و بیمارستانم و...) و یه چند تا لغت هم یاد بگیری !!! (عزیزم و هانی و ...)*

 + امروز یه راننده آژانس جالب به پستم خورد ، از حرف زدنش معلوم بود که آدم پریه ، شروع کرد از علم و ادب صحبت کردن ، یه بیت شعر می گفت ، دو بند نثر ، از هر دری گفت ، خلاصه کلاس اخلاق داشتم از مدرسه تا خونه ! یه تنوعی بود . هر چی بود ، بهتر از اون گوپس گوپس آهنگای بی سر و ته رپ اون دیروزی بود !!!  ولی کلا از حرفاش خوشم اومد!

 

 

-------------

* : واقعا پوزش منا بپذیرید از این که اگه توضیحاتم ناقصه ، بی تجربگی و هزار درد سر ! شما به بزرگی خودتون ببخشید!

+ نوشته شده در شنبه هفتم مهر 1386ساعت 20:30 توسط ندا |

 وباران سخت می بارد در یک شب سرد پاییزی. این آغازی دیگر است و این منم، گمشده در مه، ستاره ای سرگردان در کهکشانی بی انتها، فرورفته در قعر اقیانوسی عمیق و تاریک. من گم شده ام، من در دنیای متروک تنهایی خود که تاریک ترین شب ها و ابری ترین روزها را دارد و باد زیر آوار غروب کوچه هایش را دلتنگ می نوازد گم شده ام. آری من گم شده ام...

اسم وبلاگ یکی از بچه ها چقدر قشنگ بود : (فرزند اشتباه زمان )!

 

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم مهر 1386ساعت 18:10 توسط ندا |